الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )
160
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )
يا تقاضاى او را بر مىآورد ، و يا با سخن نرم و مهر انگيز عذر مىخواست ، مردم از پهنهء وسيع اخلاق نيك و خوش روئى او برخوردار بودند ، و آنحضرت همچون پدر آنها بود ، و همهء آنها را به يك چشم مىنگريست ، هر كس از آنها كه او را دعوت مىكرد ، مىپذيرفت ، و هديهء آنها را قبول مىكرد ، هر چند كه آن هديه پاچهء گوسفندى باشد ، و هديه آنها را جبران مىنمود ، او براى خدايش ، خشمگين مىشد ، و هرگز براى خواستهء نفس خود خشم نمىكرد ، و حق را تأييد مىكرد هر چند موجب ضرر براى خود يا اصحابش گردد ، گروهى از مشركين از آنحضرت خواستند كه بر ضدّ مشركين ديگر او را يارى كنند ، او با اينكه داراى ياران اندك بود ، و نياز شديد حتّى به يك نفر براى يارى داشت ، اين تقاضاى مشركين را رد كرد و فرمود : انّا لا نستنصر من مشرك . : « ما از مشرك ، كمك نمىجوئيم » . آنحضرت همواره خوش رو ، و نرم خو ، و مهربان بود ، او خشن و درشت خو و ناملايم و ناسزاگو نبود . خداوند در شأن پيامبر ( ص ) مىفرمايد : فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ . : « از پرتو رحمت الهى در برابر آنها نرم ( و مهربان ) شدى ، و اگر خشن و سنگدل بودى ، از اطراف تو پراكنده مىشدند » ( آل عمران - 152 ) . و نيز فرمود : ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ * . : « بدى را با نيكى دفع كن » ( فصّلت - 34 ) . گرايش يهودى به اسلام امير مؤمنان على ( ع ) فرمود : يك نفر يهودى چند دينار از پيامبر طلب داشت ،